کتاب صوتی به یاد او، اثر کالین هوور با صدای شهره روحی و مهدی فضلی را از نشر صوتی نیک بشنوید.
گاهی یک خاطره، یک اسم یا حتی یک اتفاق کوچک میتواند تمام گذشتهای را که فکر میکردیم به فراموشی سپردهایم را باری دیگر در ما زنده کند. کتاب صوتی به یاد او نوشتهی کالین هوور داستانی احساسی و عمیق دربارهی عشق، فقدان، بخشش و تلاش برای دوباره ساختن ویرانهی زندگی است؛ داستان آدمهایی که بار دیگر با زخمهای کهنهشان روبهرو میشوند و باید تصمیم بگیرند ایا میتوانند راهی برای شروع دوباره پیدا کنند یا نه. کالین هوور در این کتاب صوتی مانند دگر آثارش دست به روایت دربارهی رابطهای عمیق، احساسی و پیچیدگیهای این رابطه میزند. کتاب صوتی به یاد او تنها یک داستان عاشقانه نیست؛ روایتی است دربارهی شانسی دوباره، رازهایی که میان آدمها فاصله ایجاد میکند و امیدی که حتی بعد از دشوارترین لحظات مانند تک گلی در باغ گل عشق باری دیگر جوانه بزند.

بعضی آدمها از زندگی ما میروند، اما داستانشان هیچوقت تمام نمیشود؛ چون ردپای آنها در قلب و ذهن ما باقی میماند. اگر یک اشتباه در گذشته تمام زندگی شما را تغییر میداد، آیا میتوانستید دوباره از نو شروع کنید؟ کتاب صوتی به یاد او، روایت زنی به نام کنّا است؛ زنی که پس از سالها دوری، به دنبال جبران و پیدا کردن راهی برای ادامه زندگی است، او در این بازگشت، با مردی ملاقات میکند که میتواند راهی برای آرامش باشد، اما گذشتهای که میان آنها قرار گرفته، اجازه نمیدهد همه چیز ساده پیش برود و در این مسیر با عشق، قضاوت، بخشش و حقیقتهایی روبهرو میشود که نگاهش به گذشته را تغییر میدهند. او در این راه با افرادی روبهرو میشود که هرکدام دیدگاه شخصی خودشان را نسبت به اتفاقات گذشته نشان میدهند و همین موضوع؛ باعث میشود تکههای پازل کنار یک دیگر قرار بگیرند و حقیقت پشت تصویری که سالها نیمه تمام مانده بود مشخص شود. کالین هوور نویسندهی آمریکایی رمانهای عاشقانه و داستان های احساسی او به دلیل روایتگریهای پرقدرت و هیجانانگیزش، شخصیتهایی که با مخاطب ارتباط برقرار میکنند و میان پیچیدگی روابط، عشق، نفرت و امید گرفتار شدهاند در سراسر جهان شناخته شده است. گوش سپردن به کتاب صوتی به یاد او با صدای شهره روحی و مهدی فضلی برای علاقهمندان به ژانر رمان و ادبیات داستانی میتواند تجربهی جذاب و جدیدی را رقم بزند.
اسکاتی عزیزم، اونها کتابفروشی قدیمی رو به بار تبدیل کردن. باورت میشه؟ چه افتضاحی! دلم میخواد بدونم با اون مبلی که هر یکشنبه روش میشِستیم چیکار کردن. انگار کل شهر یه صفحهی بزرگ مونوپولی بوده و بعد از مرگ تو یکی اومده، صفحهی بازی رو برداشته و همهچی رو به هم ریخته. هیچی دیگه سرجاش نیست. همهچی ناآشنا شده. چند ساعتی که تو شهر قدم زدم این رو فهمیدم. داشتم بهسمت سوپرمارکت میرفتم که چشمم به نیمکتی افتاد که اونجا میشِستیم و بستنی میخوردیم. چند دقیقهای اونجا نشستم و آدمها رو تماشا کردم. انگار آدمهای شهر دیگه به چیزی توجه نمیکنن. فقط این طرف و اون طرف پرسه میزنن و انگار اوضاعشون روبهراهه. انگار دنبال چیز خاصی نیستن و فقط وقت میگذرونن و حتی خبر ندارن که مادری بدون دخترش توی شهر قدم میزنه. شاید هم نباید به بار میاومدم، اون هم در اولین شبی که برگشتم. نه به این خاطر که با نوشیدنی مشکلی داشته باشم، البته به استثنای اون شب وحشتناک. ولی اصلاً دوست ندارم که پدر و مادرت بفهمن که اول اومدم بار و بعد رفتم خونهی اونها. فکر میکردم اینجا هنوز همون کتابفروشیه و کتابفروشیها هم معمولاً قهوه سرو میکنن. وقتی وارد شدم، خیلی ناامید شدم. چون یه سفر طولانی برای رسیدن به اینجا داشتم و با اتوبوس و تاکسی اومدم. امیدوار بودم بیشتر از نوشابهی رژیمی کافئین نصیبم بشه. شاید هم توی بار قهوه سرو کنن، هنوز نپرسیدم. دلم برای طعم قهوهی درست و حسابی و گرونقیمت تنگ شده. دلم برای تو هم تنگ شده؛ دلم برای یه لیوان قهوهی درست و حسابی و تو تنگ شده.
دوستدارت کنا
| عنوان کتاب | کتاب صوتی به یاد او |
|---|---|
| گوینده | شهره روحی، مهدی فضلی |
| نویسنده | کالین هوور |
| مترجم | بهاره رستمی |
| کارگردان | بهاران حسن زاده |
| مدیر محصول | نسیم آقازاده |
| ناظر تولید | بهار رسولی |
| ناظر کیفی | بهاران حسن زاده |
| ناظر ضبط | بهاران حسن زاده |
| میکس و مسترینگ | بهاران حسن زاده |
| ویرایش صوتی | بهاران حسن زاده |
| طراح جلد | مهسا محمدبیدمشکی |
| زمان | ۱۱ساعت و ۱۰دقیقه |
| استودیو ضبط | نیک |
| ناشر صوتی | نشر صوتی نیک |
| ناشر متنی | چتر فیروزه |