پیامدهای جنگ همیشه خانههای فروریختهای که به خرابهای غیرقابل سکونت تبدیل شدهاند نیستند. گاهی این پیامدها انسانهایی هستند که در درون خود فرومیریزند و برای مدت مدیدی، کسی حتی نزدیک آوارهی روحشان نمیرود. هاینریش بل، نویسندهی کتاب صوتی عقاید یک دلقک به آنچه که به مردم آلمانِ پس از جنگ گذشته، میپردازد. مردمی که تمام دنیا آنها را مقصر میدانند و هیچ کار ندارند که زندگی آنها بعد از جنگی تاریخی، به مرگ تدریجی تبدیل شده است و تازه پس پایان جنگ و سقوط هیتلر فرصت این را دارند تا چشم باز کنند و سعی کنند جانی دوباره به سرزمین مادریشان ببخشند.
این کتاب صوتی داستان تراژیک مردی را بازگو میکند که از سر عذابوجدانی که گریبانگیر او شده، تصمیم میگیرد تغییر شغل بدهد و یک دلقک باشد تا روزبهروز زندگیاش را صرف خندادن مردم کند. اما هیچ چیز آنطور که او انتظار دارد پیش نمیرود و هر روز شاهد اتفاقاتی ناگوار است. سراشیبی زندگی هانس اشنیر، شخصیت اصلی و راوی داستان از جایی تندتر میشود که پی میبرد همسرش ماری، کسی که تمام دارایی او از این دنیا است و عشقی ابدی به او دارد؛ فکر ازدواج مجدد با مردی سرشناس و پولدار را در سر دارد و میخواهد او را ترک کند. با فهمیدن این ماجرا بیش از پیش به استیصال و زوال روحی هانس تیشه میزند و در مرداب مالیخولیا و افسردگی گرفتار میشود. هاینریش بل نویسندهی برجستهی آلمانی و برندهی جایزه نوبل ادبیات 1972 با نگاهی تند و نقدوارانه به سیاست، جنگ و ریاکاری اجتماعی و تنهایی در آثارش میپردازد. وی یکی از تأثیرگذارترین نویسندههای دورهی معاصر ادبیات آلمان بوده است و میتوان از کتاب صوتی عقاید یک دلقک به عنوان شاهکار ادبی او یاد کرد. گوش دادن به کتاب صوتی عقاید یک دلقک که رمانی فلسفی و شخصیت محور است و با صدای هوتن شاطریپور که ماهرانه تکگوییهای نقدوارانه و جامعهشناختی شخصیت اصلی را بازگو میکند، میتواند تجربهی بهتری را برای دوستدارن این ژانر رقم بزند.
من در بُن متولد شدم و افراد زیادی را اینجا میشناسم: اقوام، دوستان، همکلاسیهای قدیمی. پدر و مادرم اینجا زندگی میکنند، لئو برادرم هم همینطور؛ لئو به کاتولیکها پیوست و زافنر هم پدر تعمیدی او بود، در حال حاضر هم همین جا در مدرسهی علمیهی کاتولیکها مشغول تحصیل است. بهخاطر حل مشکلات مالیام هم که شده باید دوباره به دیدن پدر و مادرم میرفتم. شاید هم این کار را به یک وکیل بسپارم. هنوز دربارهی این مسئله تصمیم نگرفتهام. از زمان مرگ خواهرم هنریِتا، پدر و مادرم دیگر برایم وجود ندارند. هفده سال میشود که هنریتا مرده است.
شانزده ساله بود که جنگ به پایان خود نزدیک میشد، دختری دوستداشتنی با موهایی بلوند بود؛ در بازی میان بُن و رِمگان بهترین بازیکن تنیس معرفی شده بود. آن روزها به دخترها گفته شده بود باید برای انجام عملیات ضدهوایی داوطلب شوند و هنریتا در فوریهی 1945 داوطلب شده بود. آنقدر همه چیز سریع و آرام اتفاق افتاد که من چیزی نفهمیدم. از مدرسه بازمیگشتم، از خیابان کلنر اشتراسه عبور کردم و دیدم هنریتا در تراموایی نشسته که همان لحظه داشت ایستگاه را ترک میکرد. برایم دست تکان داد و خندید، من هم خندیدم. کولهپشتی کوچکی پشتش انداخته بود و کلاهی زیبا به رنگ سرمهای بر سر داشت و کت زمستانی سنگین و آبیرنگی با یقهی خزدار پوشیده بود.
| عنوان کتاب | کتاب صوتی عقاید یک دلقک |
|---|---|
| گوینده | هوتن شاطریپور |
| نویسنده | هاینریش بل |
| مترجم | فریده فتوحی |
| مدیر محصول | نسیم آقازاده |
| ناظر تولید | بهار رسولی |
| ناظر كيفی | بهاران حسن زاده |
| ناظر ضبط | بهاران حسن زاده |
| میکس و مسترینگ | بهاران حسن زاده |
| ويرايش صوتی | بهاران حسن زاده |
| طراح جلد | مهسا محمدبیدمشکی |
| زمان | ۱۰ ساعت و ۴۱ دقیقه |
| استودیو ضبط | نیک |
| ناشر صوتی | نشر صوتی نیک |
| ناشر متنی | سپاس |