معرفی کوتاه کتاب صوتی:
کتاب صوتی شرح حال زندگانی من – جلد اول (بخش اول: اسلاف من در سلطنت آقامحمدخان قاجار) نوشته عبدالله مستوفی، آغاز خاطرات یکی از دقیقترین و معتبرترین راویان تاریخ معاصر ایران است. مستوفی در این بخش، پیش از آنکه به زندگی شخصی خود بپردازد، سرگذشت خاندانش را از دوران سلطنت آقامحمدخان قاجار روایت میکند و از خلال این روایت، تصویری زنده از ساختار حکومت، اوضاع اجتماعی و شیوه زندگی مردم در سالهای آغازین حکومت قاجار ارائه میدهد. این کتاب تنها یک زندگینامه نیست، بلکه دریچهای ارزشمند برای شناخت ایران در یکی از مهمترین دورههای تاریخی آن به شمار میرود.

دربارهی موضوع کتاب صوتی:
شرح زندگانی من از آن دسته کتابهای صوتی است که تاریخ را نه از زبان پادشاهان و فرماندهان، بلکه از نگاه کسی روایت میکند که سالها در متن ساختار اداری و اجتماعی ایران زندگی کرده است. عبدالله مستوفی با روایت گذشته خانواده خود، خواننده را به سالهای آغازین حکومت قاجار میبرد؛ دورانی که پایههای حکومت جدید شکل میگرفت و بسیاری از تحولات سیاسی و اجتماعی آینده ایران در حال رقم خوردن بود.
عبدالله مستوفی سیاستمدار، نویسنده و از مردان بزرگ و نامدار دورهی قاجار و پهلوی بود. او سالها در دستگاه اداری و مالی ایران فعالیت کرد و به واسطه تجربه مستقیم خود از ساختار حکومتی، مجموعه سهجلدی شرح زندگانی من را به نگارش درآورد.
در این بخش از کتاب صوتی شرح حال زندگانی من جلد اول (بخش اول: اسلاف من در سلطنت آقا محمدخان قاجار)، نویسنده ضمن معرفی پیشینه خاندان خود، از شیوه اداره کشور، روابط میان رجال سیاسی، ساختار دیوانی، جایگاه خانوادههای صاحبنفوذ و سبک زندگی مردم سخن میگوید. روایت او تنها به ثبت رویدادهای تاریخی محدود نمیشود، بلکه با پرداختن به جزئیات زندگی روزمره، آدابورسوم، فرهنگ، روابط اجتماعی و فضای حاکم بر جامعه، تصویری ملموس از ایران آن روزگار ترسیم میکند.
یکی از ارزشمندترین ویژگیهای این کتاب صوتی، روایت صادقانه و دقیق آن است. مستوفی تلاش میکند تاریخ را بدون اغراق و با تکیه بر مشاهدات، اسناد خانوادگی و روایتهای معتبر بازگو کند. همین نگاه باعث شده است شرح زندگانی من جلد اول (بخش اول: اسلاف من در سلطنت آقا محمدخان قاجار) علاوه بر یک خودزندگینامه، به یکی از منابع مهم پژوهشی برای شناخت تاریخ اجتماعی و اداری ایران در دوره قاجار تبدیل شود.
اگر دوست دارید ایرانِ دو قرن پیش را نه از خلال تاریخ رسمی، بلکه از نگاه کسی بشنوید که آن جامعه را از نزدیک میشناخته، شرح زندگانی من با گویندگی
حرفهای کامبیز خلیلی تجربهای متفاوت برای شما خواهد بود؛ روایتی که گذشته را زنده و ملموس پیش چشم مخاطب قرار میدهد.
در بخشی از شرح حال زندگانی من جلد اول (بخش اول: اسلاف من در سلطنت آقا محمدخان قاجار) میشنوید:
کمکم موقع درس خواندن من هم فرارسید. یک روز ساعت خوش کردند و مرا با یک کلهقند نیممنی و یک توپ قدک برای آخوند به مکتب فرستادند. بالاخانهی سردر مدخل حیاط، که میدانیم از سمت چپ در مدخل پلکان داشت، مکتبخانهی خانوادگی ما بود. این محل از کی برای این کار تخصیص یافته بود؟ کسی چیزی از تاریخ آن نمیدانست. اجمالاً، میشنیدیم که آقا میرزا جعفر پسر سوم پدرم هم در این مکتبخانه درس خوانده است. بنابراین، زیادتر از بیست سال است که تمام دختر و پسر و نوه و برادرزادههای پدرم هر یک بیشوکم با این مکتبخانه سروکاری داشتهاند و از مدتی پیش همیشه این مکتبخانه دایر بوده و معلمی داشته است. یک چند ملا محمود گرگانی در آنجا معلم بود و بعد از او ملا محمّد انجدانی معلم شده است.
این ملا محمّد با برادرش ملا عبداللطیف از هفت هشت سال قبل بهطور تناوب در اینجا معلم هستند. هر چندی که یک برادر برای کارهای شخصی خانواده میرود، برادر دیگر به جای او میآید. وقتیکه من به مکتب رفتم ملا محمّد معلم بود.
همینکه چشم آخوند به من و بعد از آن به سینی محتوی قند و قدک افتاد، بعد از جواب سلام چند کلمهای راجع به هوش و شعور من و اینکه انشاءالله پسر کارکن معقولی خواهم شد و آقای سنگینرنگینی بار خواهم آمد ادا کرد و مرا پهلوی برادرم نزدیک خود نشاند.
عمهجزوی هم که برای من قبلاً تدارک کرده بودند با یک چوبالف کاغذی حاضر بود. آخوند بلافاصله مرا پیش طلبید عمهجزو را باز کرد و هو الفتاح العلیم را با شعر بعدش:
بس مبارک بود چو فرّ هما/ اول کارها به نام خدا