چند بار پیش آمده از تصمیمی کاملاً مطمئن باشید و بعد بفهمید بخشی از ماجرا را ندیدهاید؟ یا چیزی را با اطمینان به خاطر بیاورید، اما بعد مشخص شود حافظهتان آنقدرها هم دقیق نبوده است؟
ذهن ما همیشه آنطور که تصور میکنیم منطقی و بیطرف عمل نمیکند. گاهی خیلی سریع نتیجه میگیرد، اطلاعاتی را که با باورهای قبلیمان جور هستند راحتتر میپذیرد و تحت تأثیر احساسات، چیزهایی را مهمتر یا واقعیتر از آنچه هستند میبیند.
آلبرت روثرفورد در کتاب صوتی عصبشناسی و تفکر انتقادی، سراغ همین خطاهای روزمره میرود و رابطهی میان عملکرد مغز و شیوهی فکر کردن ما را بررسی میکند. هدف کتاب این نیست که فقط چند اصطلاح دربارهی مغز یاد بگیریم؛ قرار است بفهمیم چرا ذهنمان گاهی ما را به نتیجهی اشتباه میرساند و چطور میتوانیم قبل از باور کردن، قضاوت کردن یا تصمیم گرفتن، کمی دقیقتر فکر کنیم.

ذهن ما معمولاً دوست دارد خیلی زود به جواب برسد. یک خبر میخوانیم و سریع دربارهاش نظر میدهیم، رفتار کسی را میبینیم و برایش دلیل میسازیم، چیزی را چند بار میشنویم و کمکم احساس میکنیم حتماً حقیقت دارد. بیشتر اوقات هم متوجه نمیشویم چه مقدار از این نتیجهگیریها تحت تأثیر عادتهای ذهنی، احساسات و باورهای قبلی ما هستند.
کتاب صوتی عصبشناسی و تفکر انتقادی، از اینجا شروع میکند که برای بهتر فکر کردن، باید اول ذهنی را که قرار است فکر کند بشناسیم. روثرفورد دربارهی حافظه، هیجان، الگوهای فکری و سوگیریهای شناختی صحبت میکند و نشان میدهد چرا مغز همیشه دنبال دقیقترین پاسخ نیست و گاهی میانبری را انتخاب میکند که سریعتر و راحتتر به نتیجه برسد.
یکی از موضوعات مهم کتاب فکر کردن دربارهی فکر خودمان است. یعنی قبل از اینکه فقط بپرسیم: «آیا این حرف درست است؟»، حواسمان به خودمان هم باشد: چرا من این حرف را باور کردم؟ چه مدرکی برایش دارم؟ آیا فقط اطلاعاتی را جدی گرفتهام که نظر قبلی مرا تأیید میکنند؟ اگر همین حرف برخلاف باور من بود، باز هم به همین راحتی قبولش میکردم؟ این همان جایی است که عصبشناسی کتاب به تفکر انتقادی میرسد.
موضوع کتاب صوتی عصبشناسی و تفکر انتقادی فقط به تصمیمهای شخصی محدود نمیماند. روترفورد پای خرافه، شبهعلم، نظریههای توطئه و اطلاعاتی را که هر روز در رسانهها و شبکههای اجتماعی میبینیم هم وسط میکشد. چون در چنین موقعیتهایی، مسئله فقط این نیست که چه اطلاعاتی به ما میرسد؛ شیوهای که ذهن ما آن اطلاعات را انتخاب و تفسیر میکند هم بخشی از ماجراست.
در نهایت، کتاب صوتی عصبشناسی و تفکر انتقادی با صدای اشکان فتولی نمیخواهد از ما آدمهایی بسازد که به همهچیز شک دارند. حرف اصلی سادهتر است: کمی دیرتر مطمئن شویم. قبل از نتیجهگیری اطلاعات بیشتری جمع کنیم، فرضهای خودمان را هم زیر سؤال ببریم و بپذیریم که حافظه، احساس و قضاوت ما میتوانند اشتباه کنند. شاید تفکر انتقادی دقیقاً از همین لحظه شروع شود؛ وقتی احتمال میدهیم اولین جوابی که ذهنمان به ما داده، لزوماً بهترین جواب نیست.
اگر دوست دارید هنگام مواجهه با خبرها، ادعاها و بحثهای روزمره راحتتر سره را از ناسره جدا کنید، تصمیمهایتان را با دقت بیشتری بگیرید یا بفهمید چرا گاهی با وجود اطلاعات کافی باز هم به نتیجهی اشتباه میرسید، کتاب صوتی عصبشناسی و تفکر انتقادی میتواند نقطهی شروع مناسبی باشد. موضوع آن فقط برای علاقهمندان به عصبشناسی نیست؛ مثالهای کتاب صوتی به تصمیمگیری، روابط، محیط کار، باورهای شخصی و حتی رفتار ما در شبکههای اجتماعی هم میرسند.
ما معمولاً به چشمهایمان شک میکنیم؛ میدانیم ممکن است خطای دید رخ دهد. میدانیم حافظه گاهی جزئیات را فراموش میکند. حتی قبول داریم که عصبانیت یا ترس میتواند روی تصمیمهایمان اثر بگذارد.
اما وقتی پای فکر کردن وسط میآید، ماجرا کمی فرق میکند. خیلی وقتها تصور میکنیم اگر چیزی برایمان منطقی به نظر میرسد، حتماً مسیر درستی را تا رسیدن به آن طی کردهایم.
کتاب صوتی عصبشناسی و تفکر انتقادی، دقیقاً همین اطمینان را بررسی میکند.
آلبرت روترفورد سراغ سازوکارهایی در مغز میرود که هر روز بدون اینکه متوجهشان باشیم از آنها استفاده میکنیم؛ از حافظهای که همیشه نسخهی کاملاً وفاداری از گذشته نگه نمیدارد تا ذهنی که میان حجم زیادی از اطلاعات، بعضی چیزها را برجسته میکند و بعضی چیزها را کنار میگذارد. مسئله این نیست که مغز «بد» کار میکند؛ بسیاری از همین میانبرها کمک میکنند سریعتر بفهمیم، تصمیم بگیریم و واکنش نشان دهیم. مشکل زمانی شروع میشود که سرعت و اطمینان را با دقت اشتباه میگیریم. همین موضوع پای کتاب صوتی را به زندگی روزمره باز میکند. به خاطرهای که دو نفر از یک اتفاق دارند اما روایتشان یکی نیست. به نظری که بعد از شنیدن چند نمونه به همه تعمیم میدهیم. به ادعایی که چون چند بار تکرار شده آشناتر و قابلاعتمادتر به نظر میرسد. یا به لحظهای که برای اثبات عقیدهی خودمان، شواهد موافق را خیلی راحتتر از شواهد مخالف میبینیم. روترفورد از شناخت این سازوکارها به تفکر انتقادی میرسد؛ نه بهعنوان مجموعهای از اصطلاحات، بلکه بهعنوان تمرینی برای شناختن نقاطی که ذهن خودمان ممکن است از مسیر منحرف شود. شاید به همین دلیل این کتاب صوتی فقط دربارهی مغز نیست. دربارهی همان ابزاری است که همین حالا با آن این جملهها را میفهمیم، دربارهشان قضاوت میکنیم و تصمیم میگیریم قبولشان کنیم یا نه: ذهن خودمان!
| عنوان کتاب | کتاب صوتی عصبشناسی و تفکر انتقادی |
|---|---|
| گوینده | اشکان فتولی |
| نویسنده | آلبرت روترفورد |
| مترجم | امید حسینی |
| مدیر محصول | نسیم آقازاده |
| ناظر تولید | نسیم آقازاده |
| ناظر کیفی | نسیم آقازاده |
| بازشنو | نازنین حاجیلو |
| ناشر صوتی | نشر صوتی نیک |
| استودیو ظبط | استودیو نیک |
| ناشر متنی | کتابسرای همراز |
| زمان | ۲ ساعت و ۳۵ دقیقه |