اولین چیزی که باید دربارهی اسلون کاراوی بدانید این است که نباید هرچه میگوید باور کنید.
اسلون دروغ میگوید! نه همیشه برای رسیدن به منفعتی بزرگ؛ گاهی واقعیت را کمی دستکاری میکند تا زندگی معمولیاش جذابتر شود یا خودش را به آدمی تبدیل کند که دوست دارد باشد. یکی از همین دروغها در پارک شروع میشود. زنبور دختربچهای را نیش زده و اسلون به پدر او میگوید پرستار است. همین معرفی ساختگی، راهش را به زندگی خانوادهی لاکهارت باز میکند.
جی و وایولت لاکهارت تقریباً همهچیز دارند؛ پول، خانهای زیبا، موقعیت اجتماعی و زندگی خانوادگیای که از بیرون مرتب و خواستنی به نظر میرسد. اسلون که حالا پرستار کودک آنها شده، دیگر فقط از دور تماشاگر این زندگی نیست. او وارد خانهشان شده، کنارشان غذا میخورد، حرفهایشان را میشنود و چیزهایی را میبیند که معمولاً پشت درهای بسته باقی میمانند.
و درست همینجا بازی اصلی کتاب صوتی دروغهایم را بشمار شروع میشود.

اسلون با یک ویژگی دردسرساز وارد روایت کتاب صوتی دروغهایم را بشمار میشود: او میتواند برای خودش نسخهی دیگری از واقعیت بسازد و بعد آن را طوری تعریف کند که باورکردنی به نظر برسد.
اما استاوا این ویژگی را فقط برای ساختن یک شخصیت دروغگو به کار نمیگیرد. کمی که جلوتر میرویم، متوجه میشویم تقریباً تمام آدمهای داستان به شکلی درگیر تصویری هستند که از خودشان به دیگران نشان میدهند. تفاوت در این است که بعضی دروغها کوچک و شخصیاند و بعضی میتوانند زندگی آدم دیگری را تغییر دهند.
به همین خاطر، ظاهر بینقص خانوادهی لاکهارت در کتاب صوتی دروغهایم را بشمار اهمیت پیدا میکند. خانه، پول و موقعیت اجتماعی فقط پسزمینهی یک تریلر نیستند؛ آنها بخشی از همان تصویری هستند که باید کمکم به آن شک کنیم. اسلون وارد این خانه میشود چون زندگی آنها برایش جذاب است، اما هرچه بیشتر به آن نزدیک میشود، فاصلهی میان ظاهر و واقعیت بیشتر خودش را نشان میدهد.
رمان از دیدگاه راوی غیرقابلاعتماد و تغییر زاویهی دید هم برای بازی با قضاوت مخاطب استفاده میکند. نتیجه این است که اطلاعات تازه فقط داستان را جلو نمیبرند؛ گاهی مجبورمان میکنند به عقب برگردیم و اتفاقی را که قبلاً دیدهایم، این بار جور دیگری معنا کنیم. در چنین داستانی، پیدا کردن حقیقت تقریباً به اندازهی خود شخصیتها برای مخاطب هم دشوار میشود.
سوفی استاوا با کتاب صوتی دروغهایم را بشمار، نخستین رمانش را منتشر کرد و برای اولین اثرش مستقیماً سراغ یکی از بازیهای دشوار تریلر روانشناختی رفت: داستانی که نمیتواند اعتماد مخاطب به راوی را تضمین کند. او ادبیات انگلیسی خوانده و پیش از انتشار این رمان تجربهی فعالیت در زمینههای مختلف، از برنامهریزی رویدادها تا نویسندگی بهجای دیگران را داشته است. در نسخهی صوتی، اهمیت صدا از خود ساختار رمان میآید. وقتی داستان میان روایتها و برداشتهای مختلف حرکت میکند، شنیدن تفاوت شخصیتها میتواند تغییر زاویهی دید را ملموستر کند. در نتیجه مخاطب فقط دنبال اتفاق بعدی نیست؛ باید به نحوهی تعریف شدن اتفاقها هم توجه داشته باشد. این دقیقاً همان نوع تریلری است که شنیدن آن میتواند بازی اعتماد و تردید داستان را پررنگتر کند.
اسلون سه شخصیت از خودش دارد.
آن کسی که واقعاً هست. آن کسی که دیگران فکر میکنند هست. و آن کسی که هر بار لازم باشد، همان لحظه میسازد.
گاهی فاصلهی میان این سه نفر فقط چند جمله است.
«من پرستارم.»
همین کافی است. یک دروغ کوتاه در یک پارک، یک آشنایی اتفاقی و بعد دری که به خانهی خانوادهی لاکهارت باز میشود. حالا اسلون به زندگیای دسترسی دارد که قبلاً فقط میتوانست از بیرون نگاهش کند. اما نزدیک شدن یک عیب بزرگ دارد: جزئیات را میبینید. رفتارهایی که از دور به چشم نمیآیند. حرفهایی که جلوی غریبهها زده نمیشوند. چیزهایی که با تصویر بینقص یک خانواده جور درنمیآیند و اسلون حالا آنقدر نزدیک شده که بعضی از آنها را میبیند؛ فقط فراموش نکنید چه کسی دارد این داستان را برایتان تعریف میکند!
| عنوان کتاب صوتی | دروغهایم را بشمار |
|---|---|
| گوینده | مریم محبوب |
| نویسنده | سوفی استوا |
| مترجم | یاسمن ثانوی |
| مدیر محصول | نسیم آقازاده |
| ناظر کیفی | نسیم آقازاده |
| میکس مسترینگ | بهاره متولیان، امین زارع |
| بازشنو | نازنین حاجیلو |
| ناشر صوتی | نشر صوتی نیک |
| ناشر متنی | نشر ساعت |
| استودیو ضبط | نشر صوتی نیک |
| زمان | ۱۲ ساعت و ۴۹ دقیقه |